2-1-3-2-1- اریکسون: نوجوانی و رشد هویت

اریکسون (1963) اولین کسی است که هویت را به عنوان دستاورد مهم شخصیت نوجوانی و گامی مهم به‏سوی تبدیل شدن به فردی ثمربخش و خشنود تشخیص داد و مهمترین نظریه را در مورد هویت مطرح کرد (برک[1] ، 1381). کیستی‏شناسی یا شناسایی هویت خویشتن هسته مرکزی نظریه او را تشکیل می‏دهد و مهمترین وظیفه نوجوان را درک هویت فردی و روبه‏رو شدن با مسئله تکوین هویت شخصی می‏داند به این معنا که او باید به پرسش‏هایی نظیر من کیستم؟ و مقصدم کجاست؟ پاسخ دهد و معتقد است نوجوان زمانی به مرحله کسب هویت خواهد رسید که پاسخهای سؤالات مربوط به هویت خود را بیابد و به آن‏ها پای‏بند شود. در آن هنگام است که می‏تواند برای دوره‏های زندگی خود یعنی جوانی و بزرگسالی آمادگی لازم را کسب کند و با آسودگی و روانی سالم به زندگی خود ادامه دهد (شوارتز[2] ، 2002). اریکسون در یک نظام هشت مرحله‏ای که برای توصیف رشد انسان در طول زندگی ارائه کرده و آن را مرحله روانی- اجتماعی نامیده است بر این باور است که در هر مرحله فرد با یک تکلیف یا بحران رشدی مواجه می‏شود که باید آن را پشت سر گذارد تا بتواند مطابق با الگوی رشد سالمی به زندگی خود ادامه دهد. وی در همین راستا بحران اساسی مرحله پنجم یا دوران نوجوانی را هویت‏یابی در برابر سردرگمی هویت می‏نامد و ریشه بسیاری از مشکلات دوران نوجوانی را در چگونگی پشت سر گذاشتن این بحران می‏داند: یک دوره موقتی سردرگمی و پریشانی که نوجوان قبل از به توافق رسیدن در مورد ارزش ها و اهدافش آن را تجربه می‏نماید (شاملو، 1377). چنان‏چه نوجوان با آگاهی کامل این دوران را سپری کند، مصونیت وی در برابر آسیب‏های اجتماعی افزایش یافته و هویت موفق را به سهولت احراز خواهد کرد (قاسمی، عارفی و شیخ الاسلامی، 1382). اما اگر او در رسیدن به یک هویت منسجم ناکام بماند دچار سردرگمی هویت خواهد شد و این احساس را تجربه خواهد کرد که واقعاً نمی‏داند چه کسی است و به کجا می‏رود، در نتیجه آمادگی لازم برای روبه‏رو شدن با چالش‏های روانی بزرگسالی را نخواهد داشت (شولتز، 1378). شایان ذکر است که نظریه پردازان جدید با اریکسون موافقند که تردید کردن در مورد ارزش‏ها، برنامه‏ها و اولویت های خود برای رسیدن به یک هویت موفق ضروری است، ولی این فرآیند را بحران نمی‏خوانند (گروتوانت، 1997).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه تفاوت میزان رضایت زناشویی در بین مادران کودکان عادی و استثنایی

[1]– Berk

[2]– Schwartz

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  • آیا بین سبک های دلبستگی، سبک های پردازش هویت و ترس از صمیمیت رابطه معناداری وجود دارد؟
  • آیا سبک‏های دلبستگی پیش بینی کننده ترس از صمیمیت است؟
  • آیا سبک های پردازش هویت پیش بینی کننده ترس از صمیمیت است؟
  • آیا الگوی پیش بینی ترس از صمیمیت بر اساس سبک‏های دلبستگی و سبک‏های هویت در دختران و پسران متفاوت است؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : پیش‏ بینی ترس از صمیمیت، براساس سبک‏های دلبستگی و سبک‏های پردازش هویت در دانشجویان دختر و پسر


دیدگاهتان را بنویسید